ای نام تو بهترین سر آغاز

وبلاگی برای همه

بازکن پنجره را
و ببین پر زدن بلبل باغ
که شده مست زبوی خوش و جان بخش بهار
وبکش با نفسی تند و عمیق
بوی عطر گل یاس
وببین مرغک آزرده عشق
که حزین بود و نزار
با شکوفایی گلهای بهار
شده سرمست غرور
دیگر آن سوزش سرمای زمستان
نخورد بر بدن سبز درخت
یا که شلّاق خزان
نکند غنچه گل را پرپر

بازکن پنجره را
پرکن از رایحه و عطر بهار
ریه خسته ز سوز و سرما
و ببین در همه جا
فرشی از سبزه وگل پهن شده ست
تک درختی که زسرما بدنش می لرزید
جامه سبز به تن کرده
تنش گرم شده ست
پولکی را که سپید است و قشنگ
یا که زرد است و بنفش
دست خیّاط زمان
روی این جامه سبز
دانه دانه زده با زیبایی
گوییا فصل بهار
کرده بر پیکر این تازه عروس
تورخوش رنگ و سپید
از لطافت چو حریر

این بهار هم گذرا است
سال دیگر شاید
نتواند بگشاید« جاوید »
باز این پنجره را

نوشته شده در ٢٥ اسفند ۱۳۸۸ساعت ٤:۱٠ ‎ب.ظ توسط مسعود رازقی نظرات ()

رسول اکرم با زبان ریاضی:

سلام بر تو ای محمد(ص)،‌‌ تو با شکوه‌ترین لحظه موعودی، همواره دوستت خواهم داشت چرا که، به من آموختی که باید، سپیدی ‌ها را مجذور و از سیاهی‌ها جذر گرفت، زیبایی‌ها را در ده به توان ده ضرب کرد و زشتی‌ها را بر آن تقسیم کرد.

 

ای محمد(ص)، به من آموختی تا منحنی اکیداً نزولی پشت خمیده آن پیرزن دردمند را بر صفحه کاهگلی دیوار کلبه‌اش همواره به خاطر داشته باشم. تو علمت را در تساوی اضلاع مثلث متساوی‌الاضلاع، استواری را در مثلث قائم الزاویه و نظم را در قالب تمامی n ضلعی‌های منتظم به ما نمایاندی.

ای محمد(ص)، در محضر بزرگوارت می آموزم که باید از همه بدی‌های دیگران فاکتور گرفت،‌ و می آموزم که اعداد حقیقی با در برداشتن اعداد گنگ زیباترند، چرا که حقیقت زیباست و آموختم که هر روزمان باید نقطه‌ عطفی باشد برای تغییر علامت از منفی به مثبت بی‌نهایت، از سرازیری به سمت اعلا و از اکیداً نزولی به سمت اکیداً صعودی، به سمت مثبت بی‌نهایت، به سمت آن حقیقت نامتناهی.

ای محمد(ص)، آموختم که همه چیز را در قالب اعداد مثبت و در ناحیه اول مثلثاتی که ناحیه مثبت‌ها است، بررسی کنیم و اکسترمم لطف و صمیمیت، پاکی و صفا را ماکزیمم در نظر بگیریم و در همان حال، کینه و نفرت را به سمت صفر میل دهیم.

ای محمد(ص)، تو را همیشه تاریخ دوست خواهم داشت، چرا که در محضر تو می آموزم چگونه انسان باشم و در خدمت به دیگران از پارامترهای موجود پا را فراتر نهم و در بی‌نهایت عشق ورزیدن غوطه‌ور گردم.

 

پس:

تو را ای بزرگ شخصیت فداکار و عظیم تاریخ، تا ابد دوست خواهم داشت.

 

 

نوشته شده در ۸ اسفند ۱۳۸۸ساعت ٤:٢٦ ‎ب.ظ توسط مسعود رازقی نظرات ()

آدمی می شناسم از دوزخ، خوف و تشویش دارد و  من  نه

بس که می ترسد ار عذاب خدا، حول از آتیش دارد و من نه

دائما ذکر  گوید  و  تسبیح   در  کف خویش  دارد و  من  نه

قلبی  آکنده  از خدا  و، سری  باطن اندیش دارد  و  من نه

بس عجول است در رکوع و سجود، گویی او جیش دارد و من نه

تا  رسد  ز آسمان به او الهام دو سه تا دیش دارد و من نه

گوییا   با  خدا بـود  فامیل او که  این کیش  دارد  و  من نه

بهر  ماموریت ز بیت المال،  هی  سفر پیش دارد و من نه

برنگشته  ز  انگلیس  هنوز،  سفر کیش  دارد  و  من  نه

بهر  حج  تمتع  و  عمره  کوپن  و  فیش  دارد  و  من  نه

زندگی  تخته نرد اگر  باشد، او دو تا شیش دارد و من نه

پانزده تا  مغازه  یک  پاساژ  توی  تجریش  دارد  و  من نه

در شمیران باغ  و در قلهک، خانه  از خویش دارد  من نه

پانزده تا عیال صیغه و عقد، بی کم و بیش دارد و من نه

گرچه  با گرگها  بود دم خور،  ظاهر میش  دارد و من نه

دانی او این همه چرا دارد؟ چونکه او ریش دارد من نه

شاعر: دکتر حمیدرضا کیان

نوشته شده در ٢٩ بهمن ۱۳۸۸ساعت ٢:٢٧ ‎ب.ظ توسط مسعود رازقی نظرات ()

واسه ماهی جایی دریا نمیشه

درد  بلبل  بی  گل دوا  نمیشه

کرب و بلا بهشته اما برام

هیچ جایی مشهدالرضا نمیشه

میزنه دلم چو نقاره خونت

از بچگی بودم آقا دیوونت

ایوان طلات جای خود کشته منو

کاسه های طلایی سقا خونت

امام رضا اگه خوبم اگه زشت

خدا دلمو به غم تو سرشت

ای که خاک حریمت خیل ملک

سوغات میبرند واسه اهل بهشت

امام رضا کم ما و  کرمت

فدای جاروکشهای حرمت

کشته منو حسرت کرب و بلا

آقا فقط یه بار بگو میبرمت

 

نوشته شده در ٢٦ بهمن ۱۳۸۸ساعت ۳:٢٠ ‎ب.ظ توسط مسعود رازقی نظرات ()

خیلی وقت بود می خواستم درباره سال اصلاح الگوی مصرف مطلبی رو بنویسم و مطالب خیلی از دوستان رو درباره این باره مطالعه کردم و حالا به این نتیجه رسیدم که نظر خودم رو در این باره بگم. هرچند یه کمی طولانیه ولی امیدوارم حوصله کنید و تا آخرش بخونید.

رهبر انقلاب با یک ابتکار خیلی جالب هر سال جدید رو با هدف خاصی نامگذاری می کنند.در سالهای ابتدایی به خاطر مناسبت های مذهبی به نام ائمه اطهار و پیامبر سال گذشته سال نوآوری و شکوفایی و امسال هم سال اصلاح الگوی مصرف نامگذاری شد.

انتخاب سال 88 به عنوان سال اصلاح الگوی مصرف بسیار به جا و منطقی بود. از هیچ کس پوشیده نیست که مردم ما چقدر مصرف گرا هستند. اون هم در کشوری که سن انقلابش سی ساله و هشت سال جنگ رو پشت سر گذاشت. مردمی که یکی از دلایل انقلابشون تضاد طبقاتی وحشتناک قبل از انقلاب بود. طبقه اقلیت حاکم با بریز و بپاش های سرسام آور منابع مادی و معنوی کشور که برای ملت بود  صرف تمایلات آنی خودشون می کردند.

مردمی که تلاش کردند که کشور در چارجوب دستورات اسلام اداره بشه امروز به سمتی رفتند که  به دستور اکید اسلام یعنی  پرهیز از اسراف بی توجه شدند. در صورتی که هنوزم که هنوزه  از حافظه مردمی که شاید سالهای جوانی شون رو پشت سر می گذارند خاطره های دست و پنچه زدن با کمبود و فقر و نداری در زمان جنگ و بعد از اون پاک نشده.

همونطور که گفتم اینکه هر سال با هدف خاصی نامگذاری میشه بسیار عالی هست اما باید به این قسمت ماجرا هم توجه بشه که متاسفانه با اتمام هر سال اون هدف ها به بوته فراموشی سپرده میشه. شاید بتونم بگم تنها دستاورد یکسال خلاصه میشه در یک همایش فرمالیته و چند تا بروشور و  احیانا یک کتابچه که توی تاقچه ی مدیرهای سازمانهای مختلف خاک میخوره . همایش هایی که بیشتر شبیه نمایش هستند برگزار می شه تا ارگانهای مختلف در آخر سال لیستی رو  به عنوان انجام وظیفه! برای ارائه به افکار عمومی! داشته باشند.

با تمام تفاسیر و  تجربه هایی که طی این چند سال کسب کردیم می شه پیش بینی کرد که به محض پایان سال 88 پرونده اصلاح الگوی مصرف بسته بشه. در صورتی که تغییر الگوی مصرف  در عرض یکسال صورت نمی گیره.باید اعتراف بکنیم که اسراف و چشم تو هم چشمی مسئله ای نیست که ظرف یکسال حل بشه. در صورتی که تمام برنامه ریزی ها و تصمیم گیری ها فقط برای یک سال گرفته می شه.

حالا که این مصرف گرایی ریشه ایی و همه گیر شده چه اسراف در سطح خرد چه در سطح کلان و مردم و مسئولان ما در مقابل هجمه تبلیغات های رنگارنگ تاب مقاومت ندارند بهتر ریشه ای با این مسئله برخورد بشه.

http://dl.kar20.ir/2009/03/302nt7d.jpg

شاید بشه در این بین صدا و سیما رو مهمترین و بزرگترین محل تبلیغ مصرف گرایی و اسراف و تضاد دونست. اگه به پیامهای بازرگانی و یا به سریالهای شبانه و حالا هم فیلمهای تلویزونی این شبها دقت کنید متوجه میشید که تنها چیزی که توی این برنامه ها توجه نمیشه صرفه جوییه. برای مثال یک برنامه ی آشپزی به نام بهونه هر روز بعد از اخبار ورزشی از شبکه سه پخش میشه که اگه به وسایل این آشپزخونه دقت کنید مختون سوت میکشه. یا  سریالهای شبانه ای که دارند پخش میکنند و با نمایش گرانقیمت ترین ماشینها و خونه ها و لوازم زندگی شیک و لوکس با روح و روان جوانهای این مملکت بازی میکنند و اونهارو عقده ای بار میارند.

http://dl.kar20.ir/2009/03/dr6yhl.jpg

پس به جای توجه به مصداقهایی که شاید برای همگان قابل درک نیست بهتره  از شعارها فراتر بریم و درست و بهتر تصمیم بگیرم و برنامه ریزی کنیم. به امید روزی که همه ی ما از شعار گرایی و شعار پرستی دست برداریم و برای یه بار هم که شدم به حرفهامون عمل کنیم.

 

یا علی

نوشته شده در ۱ بهمن ۱۳۸۸ساعت ۱٠:٢٥ ‎ق.ظ توسط مسعود رازقی نظرات ()

با قلب بشر  مونس و دمساز حسین است
در خلـوت دل محـرم و همــراز حسین است

گـر خلق تـو را از در خـود جملـه بـراننــد
آنکس که پناهت بدهد باز حسین است

از مـــردم دنیـــــــــا نطلـــب حــــاجــــت خـــود را
درخواست از او کن که سبب ساز حسین است

پیکر مطهر حسین بن علی ( ع) چون برزمین فتاد،

چشمه عشق افلاکى، از خاک جوشیده و زمین و زمان درهم پیچید.
 
زمان برمدار عاشورا و زمین برگرد کربلا، به طواف آمد.

و از آن روز هر لحظه عاشورا شد و هر مکان کربلا .

نام حسین در همه عالم پیچید.

و فریاد: هل من ناصر ینصرنی اش در کوچه پس کوچه های زمان و تاریخ به احتزاز در آمد.

امروز چون بیرق عزاى حسین ( ع) برافراشته مى‏شود،

عالم در مصیبت ‏سنگین او به سوگ مى‏نشیند .

نوشته شده در ۱ دی ۱۳۸۸ساعت ۱:٠٦ ‎ب.ظ توسط مسعود رازقی نظرات ()

غدیر، عصاره و نتیجه آفرینش و چکیده تمام ادیان الهی و خلاصه مکتب وحی است. غدیر، تنها واقعه‌ای تاریخی نیست؛ بلکه اساس دین است.

غدیر، ثمره نبوت و میوه، و تعیین خط مشی مسلمانان تا آخرین روز دنیاست. غدیر، مجموعه وقایعی سرنوشت ساز و خطبه آن، قانون نامه زیربناییِ اسلام است که چکیده آن، جمله «مَنْ کُنْتُ مَوْلاه فهذا عَلیٌ مَوْلاه» می‌باشد.

غدیر، یک رخداد تاریخی صرف، و تنها یک گذرگاه جغرافیایی نیست، بلکه سرفصلی اعتقادی است که درون مایه همه طاعتها از آن سرچشمه می‌گیرد، رسالت همه پیامبران در آنجا مفهوم می‌یابد، و همه رشدها و تعالیها از آنجا آغاز می‌شود.

غدیر، برکه نیست؛ اقیانوسی ناپیدا و کرانه‌ای است که سراسر هستی را پوشانده است. غدیر، یک مقطع تاریخی نیست؛ همه تاریخ است.

غدیر، با علی علیه السلام پیوند خورده و سخن از غدیر، سخن از خدا و علی علیه السلام، و سخن از محمد صلی الله علیه و آله و ابراهیم و موسی و عیسی است. غدیر، ضرورتی بود که باید برای هدایت و ارشاد مردم و ادامه رسالت انبیای الهی به وجود می‌آمد و در آن علی علیه السلام به همگان معرفی می‌شد.

او که تربیت یافته مکتب پیامبر والامقام اسلام و مفسر بزرگ قرآن، و مظهر شجاعت و سخاوت است. آری، علی علیه السلام مردی است که تمامی فضیلتها و مکارم، در وجودش جلوه‌گری می‌کند.

 

نوشته شده در ۱٦ آذر ۱۳۸۸ساعت ٩:٤٤ ‎ق.ظ توسط مسعود رازقی نظرات ()

عید قربان، تنهاروزی از بی شماری ایام نیست تا در تعیّن یک نامْ معنا، در قاموس واژه های یک قومْ توضیح، و در فرهنگ یک آیینْ تفسیر شود. این روزْ روایت اوجمند زیباترین حکایت عشق آسمانیِ یک انسان الهی است. این روز، فرجامِ نیک یک مناسکْ و آغاز یک راه است؛ پایان رنج های سفر، اشک های شوق، تن پوش های برابری، درس های برادری، بارقه های رحمت، لحظه های خاکْ ساری، هنگامه های برائت، و آغاز راهی است برای حفظ همه این ره یافت ها، فصلی برای همه این شکفتن ها و ترنّمی برای آفریده شدن دوباره. عید قربان، عید بشارت های الهی و روزی برای باز یافتن خودِ گم شده انسان است.

عید شما مبارک

عید سعید قربان، شادی و شور و شعف را با حُزن و حرمان و حسرت به هم آمیخته است. آنان که با دست رفاقتِ توفیق، راهی حرم بوده اند و میهمان مکّه و مدینه و مروه و منا، اینک به هنگام عید قربان ـ که اندک اندک، آهنگ بازگشت نواخته می شود. از سویی با مِهر و لبخند از حلاوت عبادتی می گویند که به انجامش موفق بوده اند و از سویی دیگر، از اندوه انبوهی که آوار دلشان شده، و قصه سنگین فراقتی که غصه قلب هایشان. در آن سوی دیگر، مردمانی که سالیان پیش، شیرینی سفر به سرزمین عشق را در ذایقه های معنوی شان به خاطر سپرده اند، شهد شیرین آن خاطره ها را بار دیگر در دفتر ایّام مرور می کنند. مردمی نیز که هنوز فرصت زیارت حج را نیافته اند، دستان خود را نردبان نیایش می کنند و حسرت دیدار را با گل برگ های دعا، بهانه توفیق می سازند. عید قربان، یادمان همه این حسرت ها و شادی هاست.

در دنیایی که هر گروه و دسته، برای استثمار دیگران نقشه می کشند و تنها به منافع خویش می اندیشند، بدون تردید، تنها مکتبی چون اسلام ـ که دارای چنین تفکری بشر دوستانه و خیرخواهانه است و در عمل آن را به اثبات رسانده ـ قابل اعتماد و اطمینان است. اسلام، دین زدودن فقر است؛ حالْ هر کس و هر کجا که باشد. این گونه جامع نگری هاست که توجه مردمان گیتی را به این مکتب انسان ساز متوجه کرده است.

نوشته شده در ٧ آذر ۱۳۸۸ساعت ۱:۳۸ ‎ب.ظ توسط مسعود رازقی نظرات ()




قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت