خیلی وقت بود می خواستم درباره سال اصلاح الگوی مصرف مطلبی رو بنویسم و مطالب خیلی از دوستان رو درباره این باره مطالعه کردم و حالا به این نتیجه رسیدم که نظر خودم رو در این باره بگم. هرچند یه کمی طولانیه ولی امیدوارم حوصله کنید و تا آخرش بخونید.
رهبر انقلاب با یک ابتکار خیلی جالب هر سال جدید رو با هدف خاصی نامگذاری می کنند.در سالهای ابتدایی به خاطر مناسبت های مذهبی به نام ائمه اطهار و پیامبر سال گذشته سال نوآوری و شکوفایی و امسال هم سال اصلاح الگوی مصرف نامگذاری شد.
انتخاب سال 88 به عنوان سال اصلاح الگوی مصرف بسیار به جا و منطقی بود. از هیچ کس پوشیده نیست که مردم ما چقدر مصرف گرا هستند. اون هم در کشوری که سن انقلابش سی ساله و هشت سال جنگ رو پشت سر گذاشت. مردمی که یکی از دلایل انقلابشون تضاد طبقاتی وحشتناک قبل از انقلاب بود. طبقه اقلیت حاکم با بریز و بپاش های سرسام آور منابع مادی و معنوی کشور که برای ملت بود صرف تمایلات آنی خودشون می کردند.

مردمی که تلاش کردند که کشور در چارجوب دستورات اسلام اداره بشه امروز به سمتی رفتند که به دستور اکید اسلام یعنی پرهیز از اسراف بی توجه شدند. در صورتی که هنوزم که هنوزه از حافظه مردمی که شاید سالهای جوانی شون رو پشت سر می گذارند خاطره های دست و پنچه زدن با کمبود و فقر و نداری در زمان جنگ و بعد از اون پاک نشده.
همونطور که گفتم اینکه هر سال با هدف خاصی نامگذاری میشه بسیار عالی هست اما باید به این قسمت ماجرا هم توجه بشه که متاسفانه با اتمام هر سال اون هدف ها به بوته فراموشی سپرده میشه. شاید بتونم بگم تنها دستاورد یکسال خلاصه میشه در یک همایش فرمالیته و چند تا بروشور و احیانا یک کتابچه که توی تاقچه ی مدیرهای سازمانهای مختلف خاک میخوره . همایش هایی که بیشتر شبیه نمایش هستند برگزار می شه تا ارگانهای مختلف در آخر سال لیستی رو به عنوان انجام وظیفه! برای ارائه به افکار عمومی! داشته باشند.
با تمام تفاسیر و تجربه هایی که طی این چند سال کسب کردیم می شه پیش بینی کرد که به محض پایان سال 88 پرونده اصلاح الگوی مصرف بسته بشه. در صورتی که تغییر الگوی مصرف در عرض یکسال صورت نمی گیره.باید اعتراف بکنیم که اسراف و چشم تو هم چشمی مسئله ای نیست که ظرف یکسال حل بشه. در صورتی که تمام برنامه ریزی ها و تصمیم گیری ها فقط برای یک سال گرفته می شه.
حالا که این مصرف گرایی ریشه ایی و همه گیر شده چه اسراف در سطح خرد چه در سطح کلان و مردم و مسئولان ما در مقابل هجمه تبلیغات های رنگارنگ تاب مقاومت ندارند بهتر ریشه ای با این مسئله برخورد بشه.

شاید بشه در این بین صدا و سیما رو مهمترین و بزرگترین محل تبلیغ مصرف گرایی و اسراف و تضاد دونست. اگه به پیامهای بازرگانی و یا به سریالهای شبانه و حالا هم فیلمهای تلویزونی این شبها دقت کنید متوجه میشید که تنها چیزی که توی این برنامه ها توجه نمیشه صرفه جوییه. برای مثال یک برنامه ی آشپزی به نام بهونه هر روز بعد از اخبار ورزشی از شبکه سه پخش میشه که اگه به وسایل این آشپزخونه دقت کنید مختون سوت میکشه. یا سریالهای شبانه ای که دارند پخش میکنند و با نمایش گرانقیمت ترین ماشینها و خونه ها و لوازم زندگی شیک و لوکس با روح و روان جوانهای این مملکت بازی میکنند و اونهارو عقده ای بار میارند.

پس به جای توجه به مصداقهایی که شاید برای همگان قابل درک نیست بهتره از شعارها فراتر بریم و درست و بهتر تصمیم بگیرم و برنامه ریزی کنیم. به امید روزی که همه ی ما از شعار گرایی و شعار پرستی دست برداریم و برای یه بار هم که شدم به حرفهامون عمل کنیم.
یا علی
به نام خداوند جان و خرد
عرض سلام و ادب و احترام دارم به تک تک شما دوستان نازنینم.
بالآخره امتحانات پایان ترم من هم تموم شد. نمی دونید چقدر احساس راحتی میکنم.
این آخرین ترم دانشگاهم بود. چه زود ۴ سال از عمرم گذشت.
روز ٢٨ بهمن ماه امسال کنکور کارشناسی ارشد را پیشرو دارم.
واقعا از همتون عاجزانه درخواست میکنم که برام دعا کنید که امسال ارشد قبول بشم و گرنه باید تشریف ببرم خدمت مقدس سربازی.
راستی باید اینو اولش میگفتم: از همه شما دوستهای عزیزی که توی این مدتی که نبودم برام کامنت گذاشتید صمیمانه تشکر میکنم. و از همتون عذرخواهی میکنم که نتونستم که اون طور که باید و شاید جواب محبتهای شما را بدم. انشالله به همین زودی ها خدمت تک تکتون میرسم.
از صمیم قلب برای همگی شما عزیزان آرزوی سلامتی و موفقیت میکنم.
انشالله پیروز باشید.
یا علی مدد، در پناه حق.
با قلب بشر مونس و دمساز حسین است
در خلـوت دل محـرم و همــراز حسین است
گـر خلق تـو را از در خـود جملـه بـراننــد
آنکس که پناهت بدهد باز حسین است
از مـــردم دنیـــــــــا نطلـــب حــــاجــــت خـــود را
درخواست از او کن که سبب ساز حسین است

پیکر مطهر حسین بن علی ( ع) چون برزمین فتاد،
چشمه عشق افلاکى، از خاک جوشیده و زمین و زمان درهم پیچید.
زمان برمدار عاشورا و زمین برگرد کربلا، به طواف آمد.
و از آن روز هر لحظه عاشورا شد و هر مکان کربلا .
نام حسین در همه عالم پیچید.
و فریاد: هل من ناصر ینصرنی اش در کوچه پس کوچه های زمان و تاریخ به احتزاز در آمد.
امروز چون بیرق عزاى حسین ( ع) برافراشته مىشود،
عالم در مصیبت سنگین او به سوگ مىنشیند .

غدیر، عصاره و نتیجه آفرینش و چکیده تمام ادیان الهی و خلاصه مکتب وحی است. غدیر، تنها واقعهای تاریخی نیست؛ بلکه اساس دین است.
غدیر، ثمره نبوت و میوه، و تعیین خط مشی مسلمانان تا آخرین روز دنیاست. غدیر، مجموعه وقایعی سرنوشت ساز و خطبه آن، قانون نامه زیربناییِ اسلام است که چکیده آن، جمله «مَنْ کُنْتُ مَوْلاه فهذا عَلیٌ مَوْلاه» میباشد.
غدیر، یک رخداد تاریخی صرف، و تنها یک گذرگاه جغرافیایی نیست، بلکه سرفصلی اعتقادی است که درون مایه همه طاعتها از آن سرچشمه میگیرد، رسالت همه پیامبران در آنجا مفهوم مییابد، و همه رشدها و تعالیها از آنجا آغاز میشود.
غدیر، برکه نیست؛ اقیانوسی ناپیدا و کرانهای است که سراسر هستی را پوشانده است. غدیر، یک مقطع تاریخی نیست؛ همه تاریخ است. غدیر، با علی علیه السلام پیوند خورده و سخن از غدیر، سخن از خدا و علی علیه السلام، و سخن از محمد صلی الله علیه و آله و ابراهیم و موسی و عیسی است. غدیر، ضرورتی بود که باید برای هدایت و ارشاد مردم و ادامه رسالت انبیای الهی به وجود میآمد و در آن علی علیه السلام به همگان معرفی میشد. او که تربیت یافته مکتب پیامبر والامقام اسلام و مفسر بزرگ قرآن، و مظهر شجاعت و سخاوت است. آری، علی علیه السلام مردی است که تمامی فضیلتها و مکارم، در وجودش جلوهگری میکند.
عید قربان، تنهاروزی از بی شماری ایام نیست تا در تعیّن یک نامْ معنا، در قاموس واژه های یک قومْ توضیح، و در فرهنگ یک آیینْ تفسیر شود. این روزْ روایت اوجمند زیباترین حکایت عشق آسمانیِ یک انسان الهی است. این روز، فرجامِ نیک یک مناسکْ و آغاز یک راه است؛ پایان رنج های سفر، اشک های شوق، تن پوش های برابری، درس های برادری، بارقه های رحمت، لحظه های خاکْ ساری، هنگامه های برائت، و آغاز راهی است برای حفظ همه این ره یافت ها، فصلی برای همه این شکفتن ها و ترنّمی برای آفریده شدن دوباره. عید قربان، عید بشارت های الهی و روزی برای باز یافتن خودِ گم شده انسان است.

عید سعید قربان، شادی و شور و شعف را با حُزن و حرمان و حسرت به هم آمیخته است. آنان که با دست رفاقتِ توفیق، راهی حرم بوده اند و میهمان مکّه و مدینه و مروه و منا، اینک به هنگام عید قربان ـ که اندک اندک، آهنگ بازگشت نواخته می شود ـ از سویی با مِهر و لبخند از حلاوت عبادتی می گویند که به انجامش موفق بوده اند و از سویی دیگر، از اندوه انبوهی که آوار دلشان شده، و قصه سنگین فراقتی که غصه قلب هایشان. در آن سوی دیگر، مردمانی که سالیان پیش، شیرینی سفر به سرزمین عشق را در ذایقه های معنوی شان به خاطر سپرده اند، شهد شیرین آن خاطره ها را بار دیگر در دفتر ایّام مرور می کنند. مردمی نیز که هنوز فرصت زیارت حج را نیافته اند، دستان خود را نردبان نیایش می کنند و حسرت دیدار را با گل برگ های دعا، بهانه توفیق می سازند. عید قربان، یادمان همه این حسرت ها و شادی هاست.
در دنیایی که هر گروه و دسته، برای استثمار دیگران نقشه می کشند و تنها به منافع خویش می اندیشند، بدون تردید، تنها مکتبی چون اسلام ـ که دارای چنین تفکری بشر دوستانه و خیرخواهانه است و در عمل آن را به اثبات رسانده ـ قابل اعتماد و اطمینان است. اسلام، دین زدودن فقر است؛ حالْ هر کس و هر کجا که باشد. این گونه جامع نگری هاست که توجه مردمان گیتی را به این مکتب انسان ساز متوجه کرده است.
روز (7 آبان) ٢٩ اکتبر سال ۵٣٩ قبل از میلاد کوروش . مردی از نژاد پارس و آریا . فرزند کمبوجیه . بنیانگزار امپراطوری ایران . رهایی بخش یهودیان و تورات عهد عتیق . نگارنده منشور آزادی ملل در 2500 سال پیش . پدر تمام ایرانیان . آباد کننده ویرانی ها . ذوالقرنین قرآن کریم. دشمن بردگی و ستمگری . شاهنشاه ایران زمین. هفتم آبان ماه ، بزرگ داشت بزرگ مرد تاریخ ایران و جهان " کورش بزرگ " شاد باد.
منم کورش، شاه شاهان، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه توانمند، شاه بابل، شاه سومر و اَکَد، شاه چهار گوشه جهان. پسر کمبوجیه، شاه بزرگ، نوه کورش، شاه بزرگ، نبیره چیشپیش، شاه بزرگ.
آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم، همه مردم گام های مرا با شادمانی پذیرفتند. ارتش بزرگ من به صلح و آرامی وارد بابل شد و فرمان دادم که هیچکس اهالی شهر را از هستی ساقط نکنند. نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید. برده داری را برانداختم، به بدبختی آنان پایان بخشیدم.
اینک که به یاری مزدا تاج سلطنت ایران و بابل و کشورهای چهار گوشه ی جهان را به سرگذاشته ام اعلام می کنم که تا روزی که زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من می دهد دین و آئین و رسوم ملتهایی که من پادشاه آنها هستم محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت که حکام و زیر دستان من دین و آئین و رسوم ملتهایی که من پادشاه آنها هستم یا ملتهای دیگر را مورد تحقیر قرار دهند یا به آنها توهین نمایند.
من از امروز که تاج سلطنت را به سر نهاده ام تا روزی که زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من می دهد هرگز سلطنت خود را بر هیچ ملتی تحمیل نخواهم کرد و هر ملت آزاد است که مرا به سلطنت خود قبول کند یا ننماید و هرگاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند من برای سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم کرد.
من تا روزی که پادشاه ایران هستم نخواهم گذاشت کسی به دیگری ظلم کند و اگر شخصی مظلوم واقع شد من حق وی را از ظالم خواهم گرفت وبه او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم کرد.
تا روزی که پادشاه هستم نخواهم گذاشت مال دیگری را به زور یا به نحو دیگر بدون پرداخت بهای آن و جلب رضایت صاحب مال تصرف نماید. من تا روزی که زنده هستم نخواهم گذاشت که شخصی دیگری را به بیگاری گیرد و بدون پرداخت مزد وی را به کار وا دارد.
من امروز اعلام می کنم که هر کسی آزاد است که هر دینی را که میل دارد بپرستد و در هر نقطه که میل دارد سکونت کند مشروط بر اینکه در آنجا حق کسی را غصب ننماید و هر شغل را که میل دارد پیش بگیرد و مال خود را به هر نحو که مایل است به مصرف برساند مشروط بر اینکه لطمه به حقوق دیگران نزند.
من اعلام می کنم که هر کس مسئول اعمال خود می باشد و هیچ کس را نباید به مناسبت تقصیری که یکی از خویشاوندانش کرده مجازات کرد و مجازات برادر گناهکار و بر عکس به کل ممنوع است و اگر یک فرد از خانواده یا طایفه ای مرتکب تقصیر می شود فقط مقصر باید مجازات گردد نه دیگران.
من تا روزی که پادشاه ایران هستم و سلطنت می کنم نخواهم گذاشت که مردان و زنان به عنوان برده بفروشند و حکام و زیر دستان من مکلف هستند که در حوزه حکومت و ماموریت خود مانع از فروش و خرید مردان و زنان بعنوان غلام و کنیز بشوند و رسم بردگی باید برافتد. از مزدا خواهانم که مرا در راه اجرای تعهداتی که نسبت به ملتهای ایران و بابل و ملتهای چهار گوشه ی جهان بر عهده گرفته ام موفق گرداند.

به نام یزدان بخشاینده و بخشایشگر
سلام به همگی.امروز وبلاگم یکساله شده و البته خود من هم ٢٣ سالگی را پر کردم و شما هم یکسالی بزرگتر شدید. نمی دانم شما عزیزان چقدر از مطالب این تارنما استفاده کردید ، چقدر دغدغه برایتان ایجاد شد و چقدر مطالب این وبلاگ آموزنده و ارزشمند بود . حس غریبی دارم . حقیقتش این است که من از بچگی هایم هم از روز تولد احساس خاصی نداشتم . روز تولد برای من حکم یک تذکر را دارد . اینکه دارم با خودم چکار می کنم و به کجا می روم . وقتی قسمت نظرات وبلاگ را چک می کنم و کامنت های شما را که در مورد پست های قدیمی است و احتمالا حاصل جست و جوی شما از مطلبی بوده را می خوانم ، کمی رضایت قلبی ام نمودار می شود . امیدوارم بتوانم کیفیت کارم را همیشه بالا نگاه دارم. نمی دانم تا کی می توانم بنویسم و تا کی وبلاگ نویسی را ادامه دهم ولی امیدوارم تا زمانی که هستم مفید باشم.امیدوارم که شما هم با راهنمایی های ارزشمندتان من را در بهتر بودن یاری کنید.
مسعود رازقی 21/8/1388
تصور کن اگه حتی تصور کردنش سخته
جهانی که هرانسانی تو اون خوشبخته خوشبخته
جواب همصداییها پلیس ضِد شورش نیست

دیگه هیچ بچهای پاشو روی مین جا نمیزاره

همه آزاده آزادن، همه بیدرد بیدردن
تو روزنامه نمیخونی، نهنگا خودکشی کردن

جهانی را تصور کن، بدون نفرت و باروت
بدون ظلم خود کامه، بدون وحشت و تابوت

جهانی را تصور کن، پر از لبخند و آزادی
لبالب از گل و بوسه، پر از تکرار آبادی

تصور کن اگه حتی تصور کردنش جرمه
اگه با بردن اسمش گلو پر میشه از سرمه

تصور کن جهانی را که توش زندان یه افسانهس
تمام جنگهای دنیا، شدن مشمول آتشبس
کسی آقای عالم نیست، برابر با هماند مردم
دیگه سهم هر انسانِ تن هر دونهی گندم

بدون مرزو محدوده، وطن یعنی همه دنیا
تصور کن تو میتونی بشی تعبیر این رویا

عالم همه در انتظار قدوم سبز توست ای دلنشین ترین ترنم هستی.
شاعر: یغما گلرویی
