به نام یزدان بخشایشگر

بالاخره نوبه رفتن ما هم فرا رسید. حس عجیبی دارم. نوبه خدمت اجباری سربازی شد. بعد از اتمام تحصیلات تکمیلی دیگه هیچ بهانه ای واسه موندن ندارم. باید سوار این شتر شد و رفت.
دوستان من، بنده تاریخ 1/4/١٣٩٠ به خدمت سربازی اعزام میشم و باید سحرگاه اولین روز از اولین ماه تابستان خودم را به یگان آموزشی واقع در شهر یزد معرفی کنم. خیلی برام سخته، چرا که من خیلی به خانواده ام وابسته ام و حتی به خاطر این مسئله دوران تحصیلی خودم را در همدان طی کردم تا در کنار خانواده ام باشم. اما باید بار و بنه ام را ببندم تا به دیار بادگیرها و خانه های گلی برم.
خوب بنده دو ماهی نیستم و در اولین مرخصی حتما به دنیای مجازی اینترنت میام. خیلی دوستون دارم. امیدوارم که کاستی ها و کمبود ها را به اینجانب ببخشید. همتون را به خدای یگانه میسپارم.
انشالله شاد و موفق و پیروز باشید. یا علی مدد.
مسعود رازقی







